از حس و حال امروزم اگه بخوام بگم انگار یه کامیون از روم رد شده همینقدر له و داغون... بعد از شنیدن حرفهای خاله زنکی همکارام و غیبت کردن در مورد فلان دختر و ... اعصابم بسی تخمی شد و وقتی به شوخی بهشون ی چیزی گفتم مهراوه گفت آدم پیش حسنا نمیتونه غیبت کنه:) حرفاشون از یه مغز پوچ سرچشمه میگرفت منم هندزفریمو زدم به گوشم و صدای اهنگمو تا اخر کردم چند ساعت بعد با پرسیدن این سوال که سرت و گوشات درد نگرفت از اینکه همچین آهنگ هایی گوش میدی بهش با لبخند نگاه کردم و
برچسب:
نویسنده: یگانه میرزایی
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 22:00