خرید بک لینک
دیشب با لعیا و حسن سه نفری رفتیم بیرون و حدود ۱۲ هزار قدم راه رفتیم دوتا Intp و یدونه Infp به هم افتاده بودن لعیا که بیشتر ساکت بود و این وسط من و حسن یکم حرف میزدیم دو روزه نیما رو ندیدم دیشب هم بهش زنگ نزدم تا باهامون بیاد که دیدم خودش پیام داده که میره دیدن دوستش که از مشهد اومده وقتیم گفتم با لعیا و حسن بیرونم گفت خودشو اگه بتونه بهمون میرسونه که اخرم نیومد شاید باید ناراحت باشم ولی نیستم این روزها احساسات عجیبی دارم یه حس خفه کننده ای بهم دست داده

برچسب: نویسنده: یگانه میرزایی تاريخ: دوشنبه 28 آذر 1401 ساعت: 22:00

صفحه بندی