این چند وقت از حجم حرف های نوشته نشده اینقدر اذیت شدم که دوباره برگشتم اینجا
نمیدونم چرا اما دلم نمیخواست تو کانالم چیزی بنویسم وقتی همه قطعن.
از حس و حالم بخوام بگم درست مثل بقیه ی مردمم.
همزمان بیکاری و بی پولی روم داره فشار میاره
این چند وقت سرمو با سریال و کتاب گرم کردم اما حتی اونا هم توی بدتر شدن حالم تاثیر گذار بودن
توی پوچی مطلق فرو رفتم و نسبت به زیستن دچار بی حسی شدم
سروصداها و راهپیمایی ها دیگه مثل قبل اونقدر حالمو بد نمیکنن و در سکوت بعد کلاس یک گوشه میشینم و درحالی که دارم سیگار میکشم به جمعیت و سروصدایی که همچنان باعث آزارمه نگاه میکنم.
به قول دوستی میگفت اینجا خاکش نفرین شدست
درست وقتی که فکر میکنی بدتر از این نمیشه اینجا همیشه چیزی برای سوپرایز کردنت داره
برچسب:
نویسنده: یگانه میرزایی